داستان فیلم در شهر بندری دورافتادهای به نام Hope اتفاق میافتد؛ جایی که یک کشف مرموز در حومه شهر، آرامش ساکنان را برهم میزند. نیروهای پلیس و مردم محلی خیلی زود متوجه میشوند که با چیزی روبهرو هستند که پیش از این با آن مواجه…
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم در شهر بندری دورافتادهای به نام Hope اتفاق میافتد؛ جایی که یک کشف مرموز در حومه شهر، آرامش ساکنان را برهم میزند. نیروهای پلیس و مردم محلی خیلی زود متوجه میشوند که با چیزی روبهرو هستند که پیش از این با آن مواجه…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از شیوع یک بیماری مرگبار که بخش بزرگی از بشریت را از بین برده، «هیگ»، خلبانی جوان، در دنیایی آخرالزمانی همراه با سگش و «بنگلی»، یک نظامی باتجربه، در مکانی دورافتاده زندگی میکند. دریافت یک پیام مرموز از طریق رادیو، امید تازهای در دل…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در دهه هشتاد سکندرآبادِ هند، یک قوم اقلیت برای گرفتن حق شهروندی خود و مبارزه علیه تبعیض تحت رهبری غیرمنتظره قیام میکنند و...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
جو و رایسا دو دوست صمیمی هستند که در آستانه پایان دوران دبیرستان، با ورود به یک درگاه اسرارآمیز به جزیرهای افسانهای به نام ناکالی منتقل میشوند؛ جزیرهای پر از موجودات جادویی و افسانهای برگرفته از اساطیر فیلیپین. آنها برای بازگشت به خانه باید با…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان مردی به نام عامرعلی است که زندگی آرامی در کنار خانوادهاش دارد تا زمانیکه پدرش به قاچاق طلا متهم شده و او برای نجات خانوادهاش وارد این دنیای خطرناک میشود، عامرعلی کم کم به یکی از چهرههای قدرتمند این دنیای زیرزمینی تبدیل شده و…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از آنکه یک رویداد کیهانی مرموز، محلهای را از حومه شهر جدا کرده و به مکانی ناشناخته منتقل میکند، یک خانواده به زودی درمییابد که برای بقا و پیدا کردن راه خود در این محیط جدید و کاملاً ناآشنا، تنها راهشان این است که…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان در سال ۱۹۹۳ جریان دارد. دو رزمیکار قدیمی و رقیب، ریو و کن مسترز، زمانی دوباره وارد دنیای مبارزات میشوند که چونلی مرموز آنها را برای شرکت در مسابقات جهانی مبارزان دعوت میکند. اما این رقابت نفسگیر، نقشهای توطئهآمیز را پنهان کرده است و…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
کاپیتان بلکی پس از برخورد اتفاقی با دون پدرو و آگاهی از محمولهای طلا از اسپانیا، نقشهٔ تصرف آن را میکشد. اما سه کاپیتان دزد دریایی دیگر هم چشم به این طلا دوختهاند و سعی میکنند نقشهٔ بلکی را نقش بر آب کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در بمبئی، فساد پلیس و نفوذ تبهکاران و سیاستمداران فاسد، امنیت شهر را به خطر انداخته است. افسر پلیسی به نام هاری اوم پاتنایک بهعنوان مسئول جدید وارد اداره پلیس میشود و تلاش میکند با فساد داخلی مقابله کرده و عدالت را برقرار کند؛ اما…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
کودی بنکس، نوجوانی که بهعنوان مأمور مخفی سازمان سیا فعالیت میکند، برای انجام مأموریتی جدید به لندن فرستاده میشود. او باید با کمک همکار جدیدش، درک، دستگاهی محرمانه را پس بگیرد و نقشه ویکتور دیاز، مأمور شروری را که قصد دارد با فناوری کنترل ذهن…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
درود به همگی بی نهایت درود و سپاس برای همه عوامل ساخت این انیمیشن اصیل ایرانی؛ خسته نباشید و دست مریزاد. این اثر به حتم ایرادهایی هم داشت که همه آنها را به جان میخریم برای پیشبرد و ساخت آثاری بیشتر و بهتر.
عالی بود کاشکی از تهمورث(پدر جمشیده و هم نتیجه کیومرث)یه انیمیشن ساخته شه
قشنگ و دوست داشتنی بود واقعاً حس حماسی خوبی داشت کاش بیشتر در مورد حماسه ها و افسانههای ایرانی میساختند قبلاً به یه نفر میگفتم ضحاک الآن اینو دیدم حس کردم ضحاک خیلی بیشتر شرف داره به اون نفر 😅
برادر این یه برداشت ازاد از شاهنامه بود.و ضحاک واقعا ادم بدی بود.البته مرداس پدرش مرد خوبی بود ولی ضحاک از بچگی نشانه های نادخی از خودش بروز میداد که نشون میداد روانپریشی و شیزوفرنی و اسکیزوفرنی و پارانویا و نوچه شیطانی تو خونشه.پس نگران نباش برو شهنامه رو بخون میفهمی چه ادم ضایعی بود این ضحاک..دوستت به پاش نمیرسه.این طور برات بگم صدام و بن لادن و هیتلر و موسیلینی و چرچیل و چنگیز خان و اتیلا همه با هم با همکاری مدونا ضحاک رو بوجود اوردن.دیگه خودت بخان این مجمل رو
مرحمی برقلبهای پاره پاره مادران و پدران/نفرینی که دست از این خاک نمیکشد شده مثال همین داستانهای تکراری،بجز چهره شیطان وطرفندکشتارش،دریکی مغز جوانان/ودر دیگری زبان ونفسشان،ودر حماسیترین!!!خون وجسم پاکشان.
چقدر اشک ریختم مخصوصا در مرگ طهمورث با نوای تنبور و آواز کردی ، چقدر دلمان پره ، چقدر حالمان بده ، تا کی این خاک باید از ضحاک و ضحاکیان زخم بخوره ؟ کی میشه بخندیم بی ترس ، بی دغدغه ی فردا و نان فردا ؟