در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

چیزی که فیلم رو برای من جذاب کرد این بود که احساس "گیر افتادن" و "سکون" تو زندگی شخص اصلی رو خیلی دقیق نشون داد، من نمی دونم مرد ها این احساس رو چطور تجربه میکنن ولی به عنوان یه زن باهاش از این لحاظ خیلی همذات پنداری کردم، هرچقدر هم بیشتر دست و پا می زد انگار بیشتر تو اون زندگی که ازش فرار کرده بود غرق میشد.
اینجوریه که یک زن میتونه دهن چند مرد رو صاف کنه و آخرش فقط خودش قسر در بره
وقت تلف کردنه
معمولی بود