داستان یک کارآگاه خصوصی که درباره پرونده ناپدید شدن یک وارث خانواده ماهیگیری تحقیق میکند و با تحقیقات یک کارآگاه دیگر روبهرو میشود.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک کارآگاه خصوصی که درباره پرونده ناپدید شدن یک وارث خانواده ماهیگیری تحقیق میکند و با تحقیقات یک کارآگاه دیگر روبهرو میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
بایرون، نوجوانی متفاوت که در شهری کوچک و کارگری در انگلستان احساس میکند جایی در دنیای اطرافش ندارد، برای فرار از محدودیتهای خانواده و جامعه به زندگی شبانه ناتینگهام پناه میبرد و با لیدی دای و گروهی سرکش به نام «دیوهای سقوطکرده» آشنا میشود؛ اما…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
ریو ناروتاکی، بازیکن سابق هاکی روی یخ که پس از حادثهای تلخ با احساس گناه دستوپنجه نرم میکند، ژاپن را ترک میکند و به برلین میرود؛ جایی که یوهان هوانگ، بوکسور کرهای، جان او را نجات میدهد و برخورد اتفاقی این دو مرد تنها، آغاز…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
وایت ارپ، قانونمدار نامدار غرب وحشی، در سال ۱۸۸۱ در شهر توماستون آریزونا وارد درگیری خطرناکی با آیک کلانتون و گروه کابویهای او میشود؛ نبرد مشهور میان دو گروه که با تیراندازی در محوطه اوکی کورال آغاز میشود، به محاکمههای جنجالی، انتقامجوییهای خونین و تعقیبهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دکتر کارولین تایلر، جراح برجسته و شکاکی که پس از مرگ پسر نوجوانش و فروپاشی زندگی خانوادگی با اندوهی عمیق دستوپنجه نرم میکند، از سوی ایوان تورینگ، مخترع میلیاردر مبتلا به سرطان، مامور میشود پدیدههایی مانند تجربههای نزدیک به مرگ، تناسخ و ارواح را بررسی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
بریجت کلی، زنی که پس از سالها مبارزه با اعتیاد در تلاش است زندگیاش را از نو بسازد، پس از مشاهده یک قتل هولناک برای نجات جان خود فرار میکند و به خواهر دوقلوی ثروتمندش، شیوبان، پناه میبرد؛ اما وقتی خواهرش به شکلی مرموز ناپدید…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
اینگر یوهانه ویک، روانشناس جنایی و متخصص تحلیل رفتار مجرمان که سابقه همکاری با افبیآی را دارد، پس از بازگشت به سوئد زمانی دوباره وارد دنیای تحقیقات پلیسی میشود که دخترش استینا شاهد قتلی هولناک میشود؛ همکاری او با بازرس اینگوار نیومن برای کشف ارتباط…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
تام هاگرتی، فضانورد باتجربهای که از پروژه اعزام انسان به مریخ کنار گذاشته شده، در حالی با پیامدهای شخصی و حرفهای گذشته دستوپنجه نرم میکند که لاز اینگرام، کارآفرین بلندپرواز صنعت هوافضا، هدایت ماموریتی تاریخی را بر عهده دارد؛ در میان خطرهای فنی، فشارهای سیاسی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
جوناسی گومورا، سرمایهدار و مدیرعاملی خودساخته که امپراتوری تجاری قدرتمندی بنا کرده، در زندگی شخصی خود گرفتار روابط پنهانی، خیانت و رازهایی است که آرامش خانوادهاش را تهدید میکنند؛ زمانی که جویس، همسرش که سالها تصویری بینقص از زندگی مشترکشان به نمایش گذاشته، با واقعیت…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
آنا دین که پانزده سال پیش پسر خردسالش را در جنایتی هولناک از دست داده، متهم میشود هویت و نشانی مردی را که قاتل فرزندش میداند در اینترنت افشا کرده و زمینه حملهای خشونتآمیز به او را فراهم آورده است؛ اما با آغاز محاکمه و…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
این هم دنبالش دوستان اونا همه مردن، در اون جزیره کشته شدن و مردن ولی زندگی رو ترک نکردن، دنیا رو ترک نکردن بیداری اونا رو به سمت جلو هدایت کرد و هل داد، فهمیدن و به استقبال رفتن با خوشحالی
داستانش اینه خیر و شر به معنی تجسم فیزیکی در یک جزیره که قوانین فیزیک دنیا رو متفاوت در خودش داره قرار دارند، برای خیر مقدر شده که همیشه در این جزیره مراقب فرار شر باشه ولی میتونه ازش خارج شه، شر به هیچ وجه نمیتونه تا وقتی خیر زنده هست از این جزیره خارج شه، اینا مکمل هستند پس هیچ کدوم اصلاً نمیتونن به هم صدمه بزنند، در هر برههای از زمان یه سری افراد پاشون به این جزیره باز میشه، از باستان تا حال حاضر سریال، دلیل خطوط هیروگلیف هم همینه حتی در زمان مصر هم بوده و بسیاری از موارد اسرارآمیز جزیره رو اونا کشف و ثبت کرده بودند، افرادی که میان کاندیدا هستند، برای انتخاب تنها یک نفر از آنها که شایستگی پذیرایی از خیر رو داشته باشه و به عنوان نماینده خیر حضور و نگهبان جزیره باشه که شر نتونه خارج شه و سلطه به کل جهان داشته باشه، سلطه فیزیکال و بسیار مخرب وگرنه که همینجوری هم شر در دنیا به وفور هست، این وسط فقط کاندیدا برای خیر شدن نیست و شر هم تمامی تلاشش رو برای آلوده کردن و گمراه کردن این منتخبان و کشوندنشون به سمت پوچی و خودش میکنه، قوانین فیزیکی و زمان بسیار حالت خاص و متفاوتی داره در این جزیره، خیر تکتک این افراد رو خودش دستچین کرده ولی تضمینی برای موفقیتشان نیست، اعداد نحس، هسته قدرتمند جزیره که منبعی جدید و خارقالعاده از انرژی هست هم برای یه سریا بسیار جذاب میشه و یه طوری کشف میکنن که همچین جایی هست برای همینه که اون شرکت میاد که بتونه از این جزیره استفاده کنه برای نفع خودش مسلماً موارد اصلی این جزیره برای اونها هم کشف نشده میمونه و دلیل اصلی وجود این جزیره رو نمیدونن فقط میفهمن که بله هست، با انگولک کردن هسته و مکانیزم عمل این جزیره داستان برای خود جزیره، افراد، فضا-زمان و دنیای بیرون پیش میاد، این جزیره لینک شده به دنیای مادی خارج، قسمت آخر هم برای خیلیا غیرقابلفهمه، در کل تمامی این افراد منتخب میان و میرن و میان و… سر آخر به زندگی که فکر میکنن میخوان میرسن ولی متوجه بیداری میشن، واژه بیداری که دوزاریشون میافته داداش نقش تو این بود، الان در توهم زندگی رؤیاییت هستی ولی حالت خوب و خوش نیست، دونهدونه میفهمن که بله ما این نباید باشیم بیداری برای همشون اتفاق میافته و میرن، میرن که زندگی دنیویشون تموم شه و وارد مرحله بعدی بشن که هیچکس نمیدونه چیه اما خوب هست، دزموند به دلیل تماس مستقیم و بلایی که سرش میاد دچار یک توانایی و بیداری میشه که حقیقت رو میفهمه، کجنون عاقل میشه و میفهمه بابا همه چی کشکه، با حقیقت بیدار میشه و تکتک افراد دیگه رو بیدار میکنه، هیوگو هم که جانشین جیکوب شده بود در دوران خودش و بعد از هیوگو هم این روند ادامه داره تا ابد تا زمانی که زندگی وجود داره این جزیره و کاندیدهاش و جانشینام پشت هم خواهند آمد تا تعادل خیر و شر باقی بمونه، نخونین نامردین جر خوردم. بیداری مثل وحی میمونه دوستان یه لحظه که تو دیگه همه چیو میدونی، معانی، آینده، هدف و …
درامش خیلی ضعیفه ۳ فصلشو دیدم خسته کننده شده …ایده خلاقانه نداره … نمیدونم اخه چیه این سریال جذاب بود که این همه کامنت مثبت داشته …. حوصله دیدن باقی فصلاشو نداشتم
تا فصل دومش دیدم ولی خیلی جذبم نکرد
قسمت آخرش واقعا گند زد به کل سریال 😏