لووِن اَشلی، نویسندهای جوان که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، پیشنهادی غیرمعمول دریافت میکند: او باید مجموعه رمانهای پرفروش وِریتی کرافورد را پس از آنکه این نویسنده در پی حادثهای مرموز قادر به ادامه کار نیست، تکمیل کند. لوون برای انجام این کار به…
جزئیات و تماشا ←

خیلی جالبه که این فیلم 36 سال پیش ساخته شده ولی موضوعش کاملا ناب هست! آنی وسطای فیلم سه دیالوگ داشت که گفت من پدرم رو میشناسم! اون یه هیولا نیست! و دقیقا این همون چیزی بود که این فیلم، برعکسش رو به ما ثابت کرد… جنایتکار ها و بزهکارها، لزوما در خانواده پدر بد یا فرزند بدی نیستن! لازلو یه جنایتکار جنگی بود و در عین حال یه پدر فداکار و این فیلم به زیبایی تونسته بود دو وجه شخصیت اون رو در طول فیلم نشون بده و واقعا ذهن مخاطب رو به چالش بکشه
کاملا موافقم باهات