لووِن اَشلی، نویسندهای جوان که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، پیشنهادی غیرمعمول دریافت میکند: او باید مجموعه رمانهای پرفروش وِریتی کرافورد را پس از آنکه این نویسنده در پی حادثهای مرموز قادر به ادامه کار نیست، تکمیل کند. لوون برای انجام این کار به…
جزئیات و تماشا ←

باوجودیکه میدونم فیلم تکراری بود، ولی متوجه شدم که ایدهی اصلی درمورد بلای انسانی و مقوله خشونت کلامی نیست؛ تربیت خشن از جانب جامعهای که فکر میکنه همهچيزو میفهمه و تراژدی از عدم قطعیت پسر بود. شاید اگر بعداز ضرب و شتم با شوهر سابق ناتالی به پلیس میگفتن: _ زنده میموند یا بدتر میشد، کسی نمیدونه اما فیلم سؤال ایجاد میکنه و شکل یه رمان کوتاهه با انتظاراتی که میسازه. هنوز کامل ندیدم ولی یکساعتی درگیرم کردهبود، بقيه نظرم بعداز پایان قصه مینویسم.
واقعأ بادیدن مرگ شخصیت پسره، و تنش بعد قصه نفس تو سینه حبس میشه. از اوندست قصههایی که بعد حادثهی اصلی درد میکشی؛ شخصیتها واقعی نوشتهشده و نمیتونم ایرادی بگیرم فقط ضرباهنگ ممکنه خستهکننده ظاهر بشه برای کسیکه دنبال سرعت و اتفاقات پیدرپی هست.
ارزش دیدن نداشت
چقدر خوش ساخت ، حتما ببینید