داستان دختری که جنازه پدرش پس از 36 سال در یک صحنه جرم پیدا میشود و حقایق تاریک او را فاش میکند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان دختری که جنازه پدرش پس از 36 سال در یک صحنه جرم پیدا میشود و حقایق تاریک او را فاش میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
شب هالووین در مزرعه ماسی باتم، کشاورز دست و پا چلفتی تمام کدو تنبلها را خراب میکند و شاونِ ناقلا تصمیم میگیر با یک آزمایش علمی آنها را درست کند، اما...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
کریم، یک معمار موفق، پس از تجربهٔ یک تصادف تلخ دچار آسیب روحی شدیدی میشود. او برای پیدا کردن آرامش به روستایی دورافتاده پناه میبرد؛ اما در آنجا با زنی درمانگر و اتفاقات مرموز و ماورایی روبهرو میشود که او را مجبور میکنند با گذشتهاش…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پنج کودک در جنگل گم میشوند و برای پناه گرفتن از باران، وارد خانهای مرموز میشوند. آنها در آنجا با پیرزنی روبهرو میشوند که تصمیم میگیرد شش داستان ترسناک برایشان تعریف کند. با پیش رفتن داستانها، فضای خانه عجیبتر و ترسناکتر میشود و کودکان با…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سیاستمداران برای اطمینان از زندگی جاودانه، قصد شبیه سازی خود را دارند...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در دنیایی آخرالزمانی که یک بیماری مرگبار بخش بزرگی از بشریت را از بین برده، دختری به نام پامپکین بهتنهایی زندگی میکند. اما ورود گروهی خطرناک از مهاجمان در شب هالووین، آرامش او را برهم میزند و او را وارد نبردی برای بقا میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پدری همراه دختر بیمارش از میان انبوه مردگان متحرک می گذرد تا پیش از آنکه دخترش به یکی از آن ها تبدیل شود، واکسن را به او برساند؛ اما در مقصد، با هولناک ترین چالش زندگی اش روبه رو می شود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سالها پیش، یک قتل هولناک و طلسمی ممنوعه، نفرینی تاریک را به وجود میآورند. سالها بعد، جِمال که تمام عمرش پدرش را ندیده، به خانه پدری بازمیگردد؛ اما ورود او رازهای مدفون گذشته را بیدار میکند و نفرینی ماورایی را به جریان میاندازد که نسلهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
صدای وحشت را با مجموعهای خونین از موزیک ویدیوهای نفرینشده، اجراهای هولناک و ویدیوهای پیدا شده، بلندتر میکند. پخش کن و دعا کن که متوقف شود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
هنگامی که فاجعهای در دیوارهای «اوکو» رخ می دهد، امیال پیچیده انسانی و کینههای ریشه دار، ترسناکترین دشمن «فروشنده دارو» را تا به امروز خلق میکنند.
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
اینکه آگاهانه ببینی در یک جهان موازی زندگیت خوبه و سعی کنی خودت رو حذف کنی و جای خودت رو در یک جای دیگه تصاحب کنی ذهن رو دچار چالش عجیبی می کنه،بسیار فیلم خوبیه با الگوی کوانتومی گربه شرودینگر
فیلم خوبی بود.
این فیلم دو بعد داره اول میاد از دروازه فیزیک وارد میشه یه نظریه میگه و بعد آروم آروم گریزی میزنه به یه فرضیه دیگه و درنهایت با تخیل و دستکاری ادامه میده و تداخل چند جهانی بواسطه ضعیف شدن فاصله بین دنیا میپردازه در بعد دوم یک فلسفه عمیق از حسرت های انسان رو نمایان میکنه که اگه با نسخه های متفاوتی از خودت که در موقعیت های مشابه تصمیمات بهتری گرفتن واکنشت چی بود در کل فیلم به ظاهر سطحی و مضحرف اما با ابعاد عمیقه
درود زر فیلم عزیز.یه فیلم متوسط.نمونه های شبیهش خیلی زیادن.اما یه چیزش فوق العاده بود.فیلم یه بار دیدم ولی بخش شروع انتقاماشو سه بار دیدم..انتقاماش خیلی میزون بود.جیگر ادم خنک میشد.تازه فهمیدم مقدیری عقده دارم.خخخخخخخ.همه ما یه جورایی از حس انتقام انرژی میگیریم که خوب نیس نشون دهنده جامعه پر تنش ماست و اینکه کلی رد داریم که مسببینش رو نتونستسم تنبیه کنیم.منظورم همین مسببینه چهل و اندی سال کنگر خورده و لنگر انداخته اس که همه میشناسیم.به امید کنفه یکون شدن یک یکشون.همونطور که شاهد بودیم.
معمولا فیلمایی با همچین موضوعی با کلی بودجه و بازیگر و… ساخته میشن، اما این با بودجه کم جوری ساخته شد که ادم متوجه نمیشه محیط فیلم فقط یه خونهست، و چقدر خوب پیچیدگی رو رسوند واقعا باید دست زد برای کارگردان راجب پایانش: اول از زوال یک فرد، و یا یک جامعه میگم: وقتی پوسیدگی از درون باشه، تا وقتی که کامل نشه به ظاهر نمیرسه، فرد متوجه وحودش هست، ولی سعی میکنه خودشو گول بزنه، با زرق و برق در ظاهر، اما پوسیدگی اونجاست و داره رشد میکنه، مسئله فقط مسئله زمانه ام از جهانی به جهانی دیگه رفت و جایی رو پیدا کرد که به نظر مهمونی بدور از بحران و اروم و خوب داره پیش میره پارتنرش بهش خیانت کرد، حرفه هنریش خوب پیش نمیره و… چیکار کرد؟ خودکشی: خودشو تو صندوق عقب ماشین انداخت، تو وان حموم سعی کرد پنهانش کنه، اما در اخر؟ نتیجه فرار و سرکوب، فورانه خودکشی اینجا منظور به خودِ خودکشی نیست بلکه به کشتنِ خود، خودی که هر لحظه حقیقت رو میزنه تو صورتت، یعنی کشتن خود واقعی توسط خود متظاهر خاموش کردنش، و این چیزی بود که شاهدش بودیم: تقابل خود با خود در خود اما حقیقت، هیچوقت قرار نیست پنهان بمونه اولین بار و دومین بار که سعی کرد با خودکشی به زندگی بهتری برسه، کسی نفهمید همه عادی باهاش رفتار میکردن ولی خودکشی، همونطور که اشاره کردم قبل تر: پنهان کردن حقیقت و تظاهر، هیچوقت قرار نیست چیزی رو ثابت نگه داره فقط مسئله زمانه که کی از هم بپاشه که کنترل نسبیت از دستت در بره اگه مشکی داری، بحرانی داری، ازش فرار نکن، بپذیرش و یک تغییر اساسی بده چون نتیجه فرار و سرکوب، فورانه.