لووِن اَشلی، نویسندهای جوان که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، پیشنهادی غیرمعمول دریافت میکند: او باید مجموعه رمانهای پرفروش وِریتی کرافورد را پس از آنکه این نویسنده در پی حادثهای مرموز قادر به ادامه کار نیست، تکمیل کند. لوون برای انجام این کار به…
جزئیات و تماشا ←

فیلم قشنگی بود. کمدی خانوادگی خوبی داشت. نقش سربندی و مینو هر کدوم به نحوی ناراحت کننده بود. بیشتر دلم برای سربندی سوخت. درسته متعصب و حساس بود اما زن و بچه هاش کم خودخواهی نکردن و باعث اذیتش شدن. مثلا هزاربار به مینو گفتن تا عروسی خودت رونگه دار خرابکاری نکن باعث تنش نشو. یا زنش که خیلی راحت درگیر هوس شده بود. دخترش که نامزد داشت رو می شه چشم پوشی کرد هرچند اونم سربندی رو حساس کرده بود. در آخر اقوام و آشنایان که در مقابل عکس العمل سربندی باهاش سرد برخورد کردن یه جورایی طرف فحشا رو گرفتن. هرچند. متوجه نشدم چرا مینو از حقوق انصراف داد و به سمت رقصندگی کشیده شد!.