در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

خیلی قشنگه و همزمان ناراحت کنندست که انقدر وفادار موند و امیدوار.. تو قلبم جا داره واقعا این.
غمگینه ولی قشنگه 🙂
نمیبینم زجر نکشم😮💨
قلبم مچاله شد براشون 🥺
هردفعه میبینمش گریه میکنم، عالیه حتما ببینین خیلی خوش ساخته
واقعا قشنگ بازی کردن پر از حس خوب
دوباره ببینش بجایه منم گریه کن بعد خوندن کامنتت نمیتونم ببینمش تو بجایه من گریه کن 😭? مرسی