لووِن اَشلی، نویسندهای جوان که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، پیشنهادی غیرمعمول دریافت میکند: او باید مجموعه رمانهای پرفروش وِریتی کرافورد را پس از آنکه این نویسنده در پی حادثهای مرموز قادر به ادامه کار نیست، تکمیل کند. لوون برای انجام این کار به…
جزئیات و تماشا ←

چقدر قضاوت سخت بود توی این پرونده
یه باگی که داشت این بود که هیچکدومشوناز لحاظروانشناسی مورد آزمایش قرار نگرفته بودن. زن اولش حمله آسم داشته ولی هیچی اشاره نکردن که ایا قبلا این اتفاق افتا ه بوده یا نه. خود مالی مشخصا از افسردگی بعد از سقط رنج میبرده و برای همین اصرار داشته واسه نگه داشتن بچه ها و هیچکس حتی اینمسئله رو چک نکرده یا حتی دروغایی که گفته بوده، ینی مجری نرفته ازش بپرسه چرا دروغ گفتی؟! یا مثلا ادامه اینکه چقد این مالی مدرک جمع کرده واسه خشونت خانگی، و اینک اصن چرا هیچ رد کبودی روی گردنش نبود و اون رد ناخن یکم غیر منطقی بود، یه جورایی انگار کارگردان این مستند نتونسته بود خوب بپردازه به این مسائل، و شاید امتیازش هم به همین خاطر کم شده.
واقعا پرونده خفنی بود و بنظرم در هر نوع نظر شخصی لازمه قوانین اون ایالت هم بررسی بشه تا حکم خیلی عجیب بنظر نرسه برای قانونی که ما بهش عادت داریم. منکه از نتیجه دادگاه تا حد زیادی راضی بودم.
فقط تام و مالی میدونن که اون شب چه اتفاقی افتاد و حقیقت رو با خودشون به گور خواهند برد
پروندهای که با چرخشها و ابهاماتش میتونه قضاوت بیننده رو به چالش بکشه