وقتی دوست دور افتادهی جسی به طور ناگهانی از سیدنی به ملبورن میآید، آنها آخر هفته را با هم میگذرانند تا حواس خود را از مشکلات متعدد و وحشت وجودیشان پرت کنند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
وقتی دوست دور افتادهی جسی به طور ناگهانی از سیدنی به ملبورن میآید، آنها آخر هفته را با هم میگذرانند تا حواس خود را از مشکلات متعدد و وحشت وجودیشان پرت کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک بدلکار شجاع بهنام کِن کارتر که در دهه هفتاد سعی دارد با ماشینی موشکی از رودخانه سن لارنس که از مرز کانادا و آمریکا میگذرد، پرواز کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
جو و رایسا دو دوست صمیمی هستند که در آستانه پایان دوران دبیرستان، با ورود به یک درگاه اسرارآمیز به جزیرهای افسانهای به نام ناکالی منتقل میشوند؛ جزیرهای پر از موجودات جادویی و افسانهای برگرفته از اساطیر فیلیپین. آنها برای بازگشت به خانه باید با…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
هنگامی که یک پاسگاه پلیس شهر کوچک که به دلیل پایین بودن نرخ جرم و جنایت تهدید به تعطیلی می شود، کارکنان آن تمام سعی خود را می کنند تا..
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در حالی که در روز کریسمس که همه مشغول خرید لباسها و وسایل نو هستند «جاناتان» و «لیلی» به طور تصادفی با هم آشنا می شوند و با هم به خرید سال نو می پردازند. اما جاناتان در طی همین آشنایی کوتاه به لیلی علاقه…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
شب هالووین در مزرعه ماسی باتم، کشاورز دست و پا چلفتی تمام کدو تنبلها را خراب میکند و شاونِ ناقلا تصمیم میگیر با یک آزمایش علمی آنها را درست کند، اما...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
تای، پلیس بازنشستهای که هنوز هم به دنبال دستگیری خلافکاران محله است، به مردی به نام هوانگ مشکوک میشود؛ یک قاچاقچی مواد مخدر که بهتازگی از زندان آزاد شده و در محله دفتر معاملات املاک راه انداخته است. تای برای زیر نظر گرفتن او، رستورانی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
مردی پس از اخراج از کار رویایی خود در بانک و رها شدن توسط نامزدش سارا، روزش از بد به بدتر تبدیل می شود. دوست صمیمی او جک تلاش می کند او را قانع کند که
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و در محلهای قدیمی در شهر سورابایا در اندونزی روایت میشود. ویلا، دختر ششسالهای با ذهنی کنجکاو و خیالپرداز، دنیای کوچک اطرافش را مکانی جادویی و پر از ماجراجویی میبیند. اما وقتی دوست صمیمیاش دچار حادثه میشود و دوستان دیگرش…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
شپل اسطوره ی کمدی به تمام معناست از تمام کارهاش لذت بردم و خواهم برد این بار هم نا امید نشدم و با ذوق تماشاش کردم
واقعا ممنون از زر فیلم عزیز
خیلی کمدیش ایرانی پسند نیست خیلی از جوک هایی که میگه اشاره داره به یه سری جوک های دیگه که مربوط به اتفاقات و فرهنگ های داخلی آمریکا میشه استنداپ کمدی های قشنگ تری هم هست برای دیدن
من چاپل را یکی از بزرگترین کمدینهای تاریخ آمریکا میدانم. اما چیزی که در دو استندآپ ویژهٔ اخیرش کمکم شکل گرفته، در این یکی دیگر کاملاً آن را خفه کرده است. چاپل پیام اخلاقیِ پایانیِ نمایش را حتی پیش از آنکه نیمی از زمان برنامه بگذرد مطرح میکند؛ یعنی خیلی زودتر از معمول وارد حالت موعظه میشود—مشکلی که روزبهروز بدتر شده—و در نتیجه تراکم شوخیها به سطحی نگرانکننده پایین میآید. انتظار هم نداشته باشید این جدیت با یک چرخش ناگهانی از جنس «و تمام این مدت بیل کازبی هم…» خنثی شود؛ این لحن تا پایان کاملاً حفظ میشود. ای کاش سیاست را کنار بگذارد، از استفاده از مسائل نژادی صرفاً بهعنوان ماشهٔ تشویق تماشاگر دست بکشد و به همان کمدی غیرقابلپیشبینی و از نظر اخلاقی خاکستری برگردد که زمانی او را تا این حد جذاب کرده بود. اگر این روند ادامه پیدا کند، صادقانه شک دارم بتوانم دفعهٔ بعد تا آخرش بنشینم—و این در حالی است که آثار قدیمیترش را بارها و بارها تماشا کردهام. شاید دیو واقعاً دارد پیر میشود و حالا میخواهد دنیا را جای بهتری کند. اگر چنین است، وقتش رسیده کنار برود و سراغ گزینههای دیگر برویم. مثلاً استندآپ بعدی آنتونی جسلنیک—نه با آن عظمت استعداد، اما دستکم هنوز تند، جسور و قبل از هر چیز متمرکز بر خودِ کمدی است.