داستان فیلم در شهر بندری دورافتادهای به نام Hope اتفاق میافتد؛ جایی که یک کشف مرموز در حومه شهر، آرامش ساکنان را برهم میزند. نیروهای پلیس و مردم محلی خیلی زود متوجه میشوند که با چیزی روبهرو هستند که پیش از این با آن مواجه…
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم در شهر بندری دورافتادهای به نام Hope اتفاق میافتد؛ جایی که یک کشف مرموز در حومه شهر، آرامش ساکنان را برهم میزند. نیروهای پلیس و مردم محلی خیلی زود متوجه میشوند که با چیزی روبهرو هستند که پیش از این با آن مواجه…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک بدلکار شجاع بهنام کِن کارتر که در دهه هفتاد سعی دارد با ماشینی موشکی از رودخانه سن لارنس که از مرز کانادا و آمریکا میگذرد، پرواز کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در دهه هشتاد سکندرآبادِ هند، یک قوم اقلیت برای گرفتن حق شهروندی خود و مبارزه علیه تبعیض تحت رهبری غیرمنتظره قیام میکنند و...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
لووِن اَشلی، نویسندهای جوان که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، پیشنهادی غیرمعمول دریافت میکند: او باید مجموعه رمانهای پرفروش وِریتی کرافورد را پس از آنکه این نویسنده در پی حادثهای مرموز قادر به ادامه کار نیست، تکمیل کند. لوون برای انجام این کار به…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دو خواهر به نامهای الینور و ماریان داشوود پس از مرگ پدرشان در وضعیت مالی نامشخصی قرار میگیرند و باید با عشق، دلشکستگی و انتظارات سختگیرانهی جامعه انگلستان در قرن هجدهم دست و پنجه نرم کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان الهامبخش یکی از بزرگترین کوهنوردان تاریخ که بههمراه ادموند هیلاری، تبدیل به اولین فاتحان اورست شدند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان آلینا، زنی است که پس از کشتهشدن همسرش در یک عملیات، به استخدام نیروی پلیس درمیآید و زمانی که در جریان یک درگیری، مردی بهطور مرگبار هدف گلوله قرار میگیرد، آلینا و سه همکارش حقیقت را پنهان میکنند اما با شروع تحقیقات، آنها درگیر…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان مردی به نام عامرعلی است که زندگی آرامی در کنار خانوادهاش دارد تا زمانیکه پدرش به قاچاق طلا متهم شده و او برای نجات خانوادهاش وارد این دنیای خطرناک میشود، عامرعلی کم کم به یکی از چهرههای قدرتمند این دنیای زیرزمینی تبدیل شده و…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
آنیکا، مادری تنها، تلاش میکند خانوادهاش را در شرایط سخت زندگی حفظ کند. او با کاروسل، زندانی سابقی که در گذشته هنگام شورش زندان جانش را نجات داده بود، ارتباطی غیرمنتظره برقرار میکند. این ارتباط بهتدریج به رابطهای عاطفی تبدیل میشود و هر دوی آنها…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
چند نکته دربارهی فیلم که شاید برایتان جالب باشد: ۱. کمپانی میخواست فیلم را با صدا و دیالوگ بسازد، ولی چاپلین اصرار داشت که سینمای صامت بهتر میتواند احساساتِ کاراکترها را نشان بدهد. ۲. سکانس اولین برخورد چاپلین با دختر نابینا ۳۴۲ مرتبه فیلمبرداری شد که در تاریخ سینما یک رکورد عجیب محسوب میشود! شاید این یک شوخی به نظر برسد، ولی چاپلین واقعا صحنهی آشنایی ولگرد با دختر را بیش از سیصد بار تکرار کرد تا به آنچه میخواست برسد. ۳. ویرجینیا چریل (بازیگر نقش دختر نابینا) بارها با چاپلین اختلاف پیدا کرد و حتی یکبار توسط چاپلین از پروژه اخراج شد، ولی چون چاپلین نتوانست جایگزینی برای او پیدا کند دوباره استخدام شد، آنهم با حقوق دوبرابر!… ویرجینیا چریل همسر کری گرانت بود، ازدواجی که چند ماه بیشتر دوام نداشت. ۴. در مراسم اکران، آلبرت اینشتین فیلم را در سینما دید و چاپلین بعدها اعتراف کرد که اشک ریختن اینشتین هنگام تماشای سکانس پایانی را دیده است. ۵. روشناییهای شهر در مراسم اسکارِ آنسال، هیچ نامزدی و جایزهای نداشت!
باورم نمیشه با یه فیلم بدون دیالوگ،برای سکانس آخر اشک ریختم،فوق العاده بود،چاپلین واقعا قابل توصیف نبود🤦♀️
چاپلین تنها پیامبر سینماست، باقی همه جادوگرند
عاشقانه ترین اثر سینما
معرکه بود نابغه سینما