داستان یک بدلکار شجاع بهنام کِن کارتر که در دهه هفتاد سعی دارد با ماشینی موشکی از رودخانه سن لارنس که از مرز کانادا و آمریکا میگذرد، پرواز کند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک بدلکار شجاع بهنام کِن کارتر که در دهه هفتاد سعی دارد با ماشینی موشکی از رودخانه سن لارنس که از مرز کانادا و آمریکا میگذرد، پرواز کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان الهامبخش یکی از بزرگترین کوهنوردان تاریخ که بههمراه ادموند هیلاری، تبدیل به اولین فاتحان اورست شدند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم، داستان واقعی و الهام بخش کوین سیمرز، یک پلیس قهرمان در بخش مبارزه با مواد مخدر است که به یک حامی بهبودی از اعتیاد تبدیل میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
نِی ماتوجروسو از دوران کودکی سرشار از محدودیت و سرکوب تا انقلاب هنری، با تکیه بر موسیقی، خلاقیت و شور درونی، صحنههای هنری برزیل و زندگی خود را دگرگون میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم درباره رهبر شورش ۱۸۵۷ و مبارزه او با حکومت بریتانیا است.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستانِ آرون خترپال، سرباز جوان هندی است که در طی جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱، با شجاعت در برابر نیروهای دشمن میجنگد. سالها بعد، سفر پدرش به پاکستان، ابعاد تازهای از فداکاری و قهرمانی او را آشکار میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم درمورد نبرد آگنیکورت که در زمان پادشاهی هنری پنجم (۱۶ سپتامبر ۱۳۸۶ – ۳۱ اوت ۱۴۲۲)، پادشاه انگلستان (از ۲۱ مارس ۱۴۱۳ تا ۳۱ اوت ۱۴۲۲)، پسر و جانشین هنری چهارم است می باشد
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم جنایی و درام، داستان تد کازینسکی را در دو بازه زمانی روایت میکند؛ از دوران دانشجویی او در هاروارد و شرکت در آزمایشهای روانشناختی، تا سالها بعد که افبیآی در تلاش است هویت و محل اختفای «آنابامبر» را کشف کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
ژان، یک روزنامه نگار فرانسوی، و اتو، یک جوان آلمانی شیفته ی فرهنگ فرانسه، برای برقراری صلح در اروپا تلاش می کنند. کورین، دختر ژان، در حال آغاز یک مسیر حرفهای درخشان در دنیای سینما است، اما جنگ آغاز شده...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم تاریخی و زندگینامهای درباره «بهاگات سینگ»، مبارز جوان هندی در دوران استعمار بریتانیاست. پس از کشتهشدن لالا لاجپات رای در جریان برخورد پلیس، بهاگات سینگ و همراهانش برای مقابله با استعمار وارد مبارزهای خطرناک میشوند. دستگیری، محاکمه و سرنوشت او و دو همرزمش،…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
خوب بود نهایتا هرچی فکرکنی درسته لزوما خوشبختی نمیاره
بدون هیچ کار مثبت و هیچ اثری تو زندگی خودشو فنا کرد. همون جور که سه ساعت عمر منو بیخود و بی جهت تلف کرد.
اون خودش انتخاب کرد شمام خودت انتخاب کردی…
کریس در این فیلم، انسان را جدای از روابط اجتماعی تعریف میکنه. او انسان را جزئی از کلِ طبیعت میدونه که باید با آن همزیستی کنه و ازش درس بگیرد. به همین دلیل، او ترسی از حیات وحش نداره. برعکس، ترس و بیاعتمادی اصلی کریس نسبت به آدمها و پیچیدگیِ احساسات آنهاست. در واقع کریس اصالت را در "صداقت" میبینه؛ او متوجه شده که طبیعت با تمام بیرحمیاش، یا انسانهای سادهای که در طول مسیر با آنها آشنا میشه، دقیقاً همانی هستن که نشان میدن! در حالی که آدمهای شهرهای شلوغ و حتی خانواده خودش، زندگیشان آمیخته با ریاکاری و نقابه. همین تضاده که اونو به سمت تنهایی مطلق آلاسکا میکشونه؛ جایی که طبیعت با او صادق هست.
از زمانی که دانلودش کردم و شروع کردم به دیدن تا اتمامش، تقریبا یک ماهی طول کشید، علتش هم این بود که ذهنم نمیتونست بیشتر ازین به فیلم فرصت بده تا به طور پیوسته وقت بزار و نزدیک ۳ ساعت فیلم رو تموم کنه.. خیلی جاها زده شدم و حالم بد شد و فیلم رو دیگه نیمه کاره رها کردم.. شاید نزدیک ۲ هفته داشتم کلنجار میرفتم که حذفش کنم یا تمومش کنم، بالاخره تصمیم گرفتم ادامه فیلم رو ببینم و تمومش کنم. ۱ ساعت پایانی فیلم برخلاف گذشته فیلم خیلی برام جذاب و عبرت آموز بود.. هرچه به سکانس های پایانی فیلم نزدیک میشدم، درس های بیشتر و واقع بینانه تری میگرفتم(منورم اینه احساس میکنم الکس، عقاید و تفکراتش از فصل اول داستان تا فصل آخر داشت رشد پیدا میکرد و پخته تر میشد، فصل آخر که رسیدن به خرد بود اگه اشتباه نکنم، عقاید و تفکرات بگپخته تری رو بیان میکرد که حتی تفکرات قبلی اون رو نقض میکرد) در نهایت خوشحالم و پشیمون نیستم از دیدن این فیلم..
به نظرم در نهایت چیزی که داستان فیلم میخواست به ما بگه این بود که طبیعت گردی و زندگی کوتاه مدت تو طبیعت به تنهایی چیزی بدی نیست و اتفاقا میتونه خوب باشه و تاثیرات مثبتی روی افراد بزاره و حتی شاید کمک شون کنه خودشون رو پیدا کنن ولی نمیتونه عامل خوشبختی و شادی انسان باشه چرا که انسان در ذات خودش موجودی اجتماعی هست که برای بقا خودش نیاز داره با انسان های دیگر در ارتباط باشه نه اینکه تنهایی بره تو کوه و بیابون زندگی کنه حداقل اگه میخواد اینکارو بکنه یه نفرو برداره با خودش ببره😅 این همون چیزی هست که شخصیت اصلی داستان در آخر فیلم به اون رسید و تلاش کرد تا از رودخانه عبور کنه و به جامعه برگرده که موفق نشد و اتفاقا تو کتابش به این موضوع اشاره کرد. در نهایت جمله آخری که شخصیت اصلی تو کتاب نوشت باعث شد فیلم بی معنی یا بهتر بگم با برداشت معنی اشتباه تموم نشه : ___________________________________ Happiness only real when shared شادی ( خوشبختی ) فقط زمانی واقعی است که با دیگران تقسیم شود.