در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

مضخرف بود
داستانش که تکراریه، رابطه یه معلم با شاگردش، یا یه زن مسن با پسری جَوون
موضوعش که عالی بود فقط کاش یه زن خوشگل میذاشتن ، این چی بود آخه ! دماغ زنه از دوربین داشت میزد بیرون :/
وقتی گرگ درون یک زن بیدار شه….
اگر معلمه قیافش جزابتر بود بهتر میشد