در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

به نظر من عشق ؛ یک دریا یا اقیانوس طوفانیه ؛ و اگه قایق یا کشتیه عزت نفس و اعتماد به نفست به دادت برسه ، سعادت و عاقبت بخیری نسیبت میشه
فیلم رو حالا تماشا کردم و برداشتی که من ازش داشتم این هست که اون آدمی که باهاش در رابطه هستی میتونه خیلی ناپایدار تر از اون چیزی باشه که حتی فکرشم بکنی و تام با نظر سامر موافق بود ( همونجا که سامر راجب جدی نبودن رابطشون صحبت میکرد ) و خب میشد قطعا متوجه شد تام با این نظرش موافق نیست و باید حتما باهاش صحبت میکرد و اگه هم مشخص میشد که دیگه نمی تونن ادامه بدن ، داستان اینجوری پیش نمیرفت ( میخوام بگم اگه موقعیتی مثل تام داشتید با طرف مقابل صحبت کنید حتی اگه اصلا نمی تونید پیشبینی کنید که طرف مقابلتون چه واکنشی میده یا حتی چه حرفی رو میزنه ) و نمی تونم از این بگذرم که رفتار سامر هم درست هست یا نه چون از دیدگاه من رفتارش درست نیست ، چون اون نمی خواست هیچ برچسبی بهش بخوره و به قول خودش این ازادیه ولی این درست نیست از نظر من ، وقتی با یکی آشنا میشی ، دوست هم دیگه هستید و وقتی با هم رابطه جنسی و عاطفی برقرار میکنید علاوه بر اون دوستی که با طرف دارید ، یعنی اینکه اون فرد با تمام افرادی که اطراف شما هستند فرق میکنه و قطعا سامر نمی خواست دوست دختر تام باشه وگرنه که خودش رفت ازدواج هم کرد و تام بالاخره تونست از گذشته بیاد بیرون و برای فردی که تمام مسیر و دیدگاه اون رو نسبت به عشق تغییر داد ( چه تغییرات مثبت و منفی ) برای اون آرزوی خوشبختی بکنه
شاهکار جدی خوشحالم که این فیلم رو دیدم درس زندگی بهم داد ولی خیلی غم انگیز بود
فیلم خیلی قشنگی بود و پیام مهمی هم داره، ولی کسایی که دارن از تام دفاع میکنند و علیه سامر گارد گرفتند کلا هدف فیلم رو اشتباه متوجه شدند، و واقعا غم انگیزه که طرز فکر این همه آدم انقدر سطحیه. تام یک ورژن خیالی از یه دوست دختر بی نقص رو توی مغذ خودش ساخته بود و به جای این که سامر رو به عنوان یک فرد مجزا که اهداف و زندگی ای برای خودش داره نگاه کنه، فکر می کرد که تنها دلیل وجود داشتن سامر اینه که داستان زندگی تام رو جلو تر ببره. این طرز فکر، حاصل چیزی بود که توسط فیلم ها و آهنگ هایی که بهش گوش می داد درست شده بود، انتظارات غیر واقع گرایانه از روابط عاشقانه بین دو نفر. پیشنهاد میکنم توی گوگل راجع به manic pixie dream girl مطالعه کنید. شما باید متوجه بشید که کل فیلم از زاویه دید تام تعریف می شد، اصلا اگه دقت کنید میبینید که سامر از همون اول رک و رو راست می گفت که دنبال چیز جدی ای نمیگرده. بیشتر جاهای فیلم تام حتی به حرف هایی که سامر میزنه اصلا گوش نمی کنه. از همه اینها میتونست جلوگیری بشه اگه تام فقط گوش میداد و در واقع اینها همه ش تقصیر تام بوده. این حرف من نیست، حرف نویسنده و کارگردان این فیلمه! در کل می تونم بگم یکی از فیلم های مورد علاقه م هستش. دوباره تکرار می کنم، حرف هایی که زدم توسط خود نویسنده و کارگردان گفته شدند.
چه تحلیل خوبی 👍👍
بقول دوستان : فیلم ترسناک بود بیشتر ، یه فیلم غم انگیز بود یعنی واقعا یکی از ترس های من همینه ، مگه شوخیه آخه … بری ، عاشقش کنی ، بعد ولکنی !! کاری که دختره کرد باعث شد آخر داستان پسره این تصمیم رو بگیره ، مرزها و فیلترهاش رو بیاره پایین … اصلا عشق چیه ؟ ترشح هورمون هاست یا کشش جنسی یا پُر شدن خلاء های عاطفی ویا عادت .